مسیحیت پارسی persiachristianity

مسیحیت پارسی        persiachristianity
پرچم پرافتخار ایران

چهارشنبه

گارگردان « یوسف پیامبر» ریختن خون دو کارگردان دیگر را حلال دانست

.

سلحشور کارگردان فیلم سینمایی «یوسف پیامبر» در گفت‌وگو با سوره سینما، حرکت حوزه هنری در تحریم فیلم‌‎های غیر اخلاقی و مبتذل را قابل تقدیر دانست.







(به نقل از محبت نیوز)

اظهارات سلحشور به این شرح است:
هر عاقلی می‌داند وقتی مومنین و متدینین فیلمی را می‌کوبند، قطعن آن فیلم مستهجن است و اگر با آب زمزم هم شستشو شوند آن فیلم‌ها پاک نخواهند شد. وقتی متدینین بگویند فلان فیلم بد است مطمئنن بد است. ملاک فیلم خدایی نظر مومنان است.
من حدود ۲۸سال پیش نامه‌ای به مسئولان آن زمان حوزه هنری نوشتم و درخواست کردم حالا که شما بیش از ۱۰۰ سالن سینما در سراسر کشور دارید و سینما در قبضه شماست تنها به فیلم‌های مناسب اجازه اکران بدهید، اما متاسفانه گوش نکردند. امسال حوزه هنری با درایت آقای مومنی این حرکت را انجام داده که بسیار میمون و مبارک است، اما مشروط به اینکه باعث تحریک عوامل ناباب خانه‌ سینما وغیره نشوند و جریان‌ساز باشد.
این فیلم‌ها در اکران به فروش بالایی دست پیداکرده‌اند، دلیل این موضوع به این برمی‌گردد که متاسفانه در ایران مسئولین به جای توقیف کامل این آثار، برخلاف نظرمتدینین آن‌ها را اکران می‌کنند. بعد شنونده‌ها تحریک می‌شوند و با کنجکاوی به دیدن این آثار می‌روند و جنجال‌ها باعث فروش آن‌ها می‌شود. یک سری مردم سلیقه غیرالهی دارند یک سری الهی، براساس این کنجکاوی هر دو گروه به دیدن این فیلم‌های مبتذل می‌روند.
فروش که ملاک خوب بودن آثار نیست، اگر بعضی فیلم‌هایی که الان روی پرده سینماهای ایران نمی‌رود، در سینما‌ها اکران شود فروش آن‌ها بسیار بالا می‌رود. مکتب ما با غرب تفاوت دارد. معیارسینمای غرب دل و مردم است. معیار ما باید خدا باشد نه رضایت مردم، همیشه رضایت بنده خدارضایت خدا نیست. اما اگر کاری برای رضایت خداباشد قطعن مردم نیز آن را دوست خواهند داشت.
برخی از فیلمسازان بی‌اخلاقی که شعار مرگ سینمای خصوصی می‌دهند باید بدانند که سینما خیلی وقت است که مرده و دیگر کسی برای این مرده ارزشی قائل نیست. با وجود سیستم نمایش خانگی و دانلود اینترنتی وغیره از یک طرف و از طرف دیگر فیلم‌های کثیف و ضد ارزشی، فردی دیگر دست زن و بچه خود را نمی‌گیرد تا به سینما بیاید و این فیلم‌ها را ببیند. در دهه ۶۰ و ۷۰ فیلم‌هایی مثل «آژانس شیشه‌ای»، «لیلی با من است»، «پرواز درشب»، «زیرنورماه» و «توبه نصوح» می‌توانستند مخاطب را به سینما بکشند اما فیلم‌های دهه ۸۰ به لعنت خدا هم نمی‌ارزند.
من شک دارم که جیرانی، کاهانی و بقیه این فیلمسازان مسلمان باشند. کسی که فیلمش باعث ترویج ضداخلاقیات شود وجوانان را منحرف کند، مسلمانی نکرده است. به حکم و حرف خدا هر کس که به مسلمانان خیانت کند و جوانان را گمراه کند، مفسد فی الارض است و خونش حلال است، این حرف من نیست فرمایش خدا است.
برخی می‌گویند چرا فیلم «یوسف پیامبر» سلحشور که دینی و ارزشی بود نفروخت. من به آن‌ها می‌گویم شرک به قدری خفیف و ناپیدا است که مانند رد پای موری بر سنگ سیاه دردل شب است. اگر به چند یهودی و صهیونیست ماموریت می‌دادند که نقشه‌ای برای زمین خوردن این فیلم بکش همین کار را می‌کردند. در ماه مبارک رمضان، در نیمه شب، با ۳ سینما و آن هم یک سانس به فیلم اکران دادند آن هم زمانی که اغلب شبکه‌ها این فیلم را بار‌ها پخش می‌کردند. در صورتی که اگر «یوسف پیامبر» امکانات مناسب اکران داشت مطمئنن مردم علی رغم دیدن آن در تلویزیون باز به دیدنش در سینما می‌رفتند.
با موضوع قرآنی نیز می‌توان فیلم اجتماعی ساخت. چراکه اصلن قرآن آمده تا ما در زندگی روزمره از آن بهره ببریم. می‌شود از آن‌ها استنباط اجتماعی داشت. اما سینمای اجتماعی امروز توهین به متدینین است. به طور مثال فیلمی مانند «جدایی نادر از سیمین» که آن خانم فضای آمریکا را از جمهوری اسلامی ایران سالم‌تر می‌داند و در آخر هم به آنجا می‌رود. مطمئنن آمریکا برایش دستِ تشویق خواهد زد.
باید تشکیلاتی فراهم شود تا تعدادی از مداحان، روحانیون، علما و مسئولین درجشنواره فیلم فجر فیلم‌ها را ببینند و در طول سال فیلم‌های بد را بکوبند و فیلم‌های خوب را به مردم گزارش بدهند و ازآن‌ها دعوت کنند که به سینما بروند.
من هیچگاه خودم را سینماگر و از اهالی این سینما نمی‌دانم. بار‌ها هم گفته‌ام سینماگران به دنبال خدا نیستند. من یک آدم مذهبی هستم که با ابزارسینما اهدافم را دنبال می‌کنم. متاسفم که مجبورم آثارم را از این تلویزیون و سینما که خانواده شهدا، علما و متدینین از آن متنفرند پخش کنم. شاید در آینده فیلم بسازم و در مساجد نمایش دهم.



محمد سهرابی ، سعید معینی  ابراهیم طباطبایی

مجری حزب‌اللهی تلویزیون و فریب زنان


.





فرزاد جمشیدی، مجری حزب اللهی صدا و سیما که اجرای برنامه های ویژه مذهبی در تلویزیون و رادیو را بر عهده دارد، به علت فریب یک دختر و برقراری رابطه جنسی با او به شلاق محکوم شده است.



(به نقل از محبت نیوز)

به گزارش « مسیحیت پارسی» به نقل از روز، بر اساس گزارش رسانه ها، مجری معروف صدا و سیما که با شکایت دختری جوان به "زنای به عنف و با اکراه" متهم شده بود، پس از برگزاری جلسات دادگاه و اخذ اظهارات شاکی و دفاعیات متهم، در نهایت به جهت ایجاد شبهه برای دادگاه در موضوع اتهامی زنای به عنف و با اکراه و بر اساس مصداق قاعده درء و به استناد به مواد ۵۴ و ۱۷۷ قانون آیین‌دادرسی کیفری از اتهام زنای به عنف با شرایط احصان تبرئه شده است.
شعبه ۷۸ دادگاه کیفری استان تهران‌، همچنین اعلام کرده است که متهم بر اساس احراز بزهکاری در ملاقات با شاکیه پیش از اجرای صیغه عقد موقت و با استناد به ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی به تحمل ۸۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌شود.
بر اساس اعلام دادگاه، رای صادره حضوری بوده و ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در دیوان عالی کشور است. اما وکیل فرزاد جمشیدی با این تاکید که موکلش از از ادعاهای شاکی پرونده تبرئه شده افزوده است که "درباره رابطه جنسی و حکم شلاق، ما تابع قانون هستیم و به این حکم هم طبق روال قانونی اعتراض می کنیم و هرچه پیش آید آن را می پذیریم".
فرزاد جمشیدی مجری برنامه "ماه خدا"، از برنامه های صدا و سیما برای ماه رمضان، به حمایت از محمود احمدی نژاد، علی خامنه ای و اجرای برنامه های مذهبی مشهور است. او در آخرین ماه رمضان به نقل یکی از فرماندهان نیروی انتظامی آرزو کرد که کاش اعضای این نیرو در زمان حضرت زهرا حضور داشتند و مانع شهادت وی می شدند. !
مهر در این ارتباط نوشت که فرزاد جمشیدی مجری برنامه سحرگاهی "ماه خدا"، سحرگاه گذشته پیش از دعای سحر، به تقدیر از نیروی انتظامی پرداخت. وی در این برنامه گفت: "من یادم می آد یه سالی در سفر به مدینه  با یکی از فرماندهان نیروی انتظامی، همسفر بودم و شبانه ای در خلوت و در همسایگی با آرام گاه فریادهای خاموش- جنت بقیع- می شنیدم که به مادر سادات فاطمه ی زهرا عرض می کرد: بانو! ای کاش وقتی اراذل در خانه ات را می شکستند بچه های نیروی انتظامی بودند اگه حضور داشتیم نمی‌ذاشتیم به شما بی احترامی کنند! نمی ذاشتیم همسرتان علی بن ابیطالب رو به مسجد بکشانند! نمی‌ذاشتیم محسنتان را سقط کنند.
مجری متأهل و اغفال دختران شاکی فرزاد جمشیدی در نخستین جلسه دادگاه که اوایل آبان برگزار شده بود گفت: "این مجری می گفت مجرد است و به من علاقه مند شده است اما مدتی بعد پدرم مجله ای را دید که در آن با این مجری و همسر و فرزندانش مصاحبه شده بود. بعد از آن بود که فهمیدم فریب خورده ام و همه حرف های این مرد دروغ است. به دنبال ثبت این شکایت این مجری به دادگاه احضار شد." پدر این دختر نیز در حاشیه برگزاری دادگاه به روزنامه خراسان گفت: "حدود ۲ سال قبل زمانی که این مجری در حال اجرای برنامه زنده بود دخترم از طریق شماره اعلام شده از تلویزیون پیامکی به این برنامه فرستاد. بعد از این ارتباط این مجری از دخترم می خواهد با او تماس بگیرد. بعد از اولین تماس او به دخترم می گوید صدایش شباهت زیادی به صدای نامزد سابقش دارد....بعد از سفر وی از دخترم خواست به استقبالش به فرودگاه برود. او وقتی دخترم را در فرودگاه دید با ظاهرسازی به زمین افتاد و خدا را شکر کرد و گفت: چهره دخترم هم شبیه چهره نامزد سابقش است.
به این ترتیب طولی نکشید که از دخترم خواستگاری کرد و رابطه آن ها با یکدیگر ادامه پیدا کرد." او افزود: "در این بین یک روز او مدعی شد مشکلات شدید مالی دارد و در چنین وضعیتی دخترم از یک موسسه مالی ـ– اعتباری برایش صد میلیون تومان وام گرفت و حتی ۴۰ میلیون تومان هم سفته از دخترم گرفت. از سوی دیگر این مجری دخترم را همراه با خودش به مسافرت می برد و چند بار با او رابطه برقرار کرد." پدر دختر شاکی در ادامه گفت: "این ماجرا ادامه داشت تا اینکه مدتی قبل مجله ای را دیدم که در آن مصاحبه ای از او و همسر و فرزندانش چاپ شده بود. از دیدن این مصاحبه شوکه شدم. وقتی این مجری فهمید دستش برایمان رو شده است تهدید کرد که سفته ها را به اجرا می گذارد.
آن زمان بود که ما از وی شکایت کردیم." از سفر حج شروع شد خود این دختر نیز در مصاحبه جداگانه ای گفته است: "سال ۸۸ بود که این مجری گزارشی زنده از صحرای عرفات در یکی از شبکه‌های تلویزیون داشت. در ارتباط زنده با تلویزیون اعلام کرد که شماره موبایلش را از طریق زیرنویس اعلام کنند تا هرکس التماس دعا دارد، نامش را بر صحرای عرفات بنویسد. من هم مانند این همه افراد دیگری که آن روز با او تماس گرفتند، تماس گرفتم و گفتم که نام مرا هم بر خاک صحرای عرفات بنویسید. اما چون اسم و فامیلم کمی سخت بود، گفت که برایش پیامک بزنم و من هم زدم و دیگر مساله برایم در آن مقطع تمام شد. منتها از سه روز بعد تلفن‌ها و پیام‌های او تمامی نداشت. مدام پیام می‌داد که گفته بودی دعایت کنم در فلان‌جا دعایت کردم. یا اینکه شب‌ها تماس می‌گرفت و می‌گفت فلان برنامه‌ام فلان ساعت روی آنتن می‌رود، نگاه کنید، شب سوم بعد از اینکه برنامه‌اش تمام شد تماس گرفت و گفت نمی‌دانم چرا با شما تماس گرفتم، من معمولا عادت ندارم با کسی تماس بگیرم. ولی به شما زنگ زدم." او افزوده که "این رابطه ادامه داشت تا زمانی که فرزاد جمشیدی از مکه برگشت و آن موقع از من خواست که برای استقبال از او به فرودگاه مهرآباد بروم.
به محض اینکه از گیت رد شد، کیف از دستش افتاد". به گفته شاکی، "سه الی چهار روز بعد از آمدن فرزاد جمشیدی از حج بود که دو بلیط کیش گرفته بود و گفت که برای اجرای یک برنامه به کیش می‌روم. من به برگزارکنندگان مراسم گفته‌ام که با خواهرزاده‌ام می‌آیم و برایت یک اتاق جدا در هتل در نظر گرفته‌اند. آن مقطع به او گفتم که اگر برای من جایی در نظر نگرفته‌اید، من کلید آپارتمان خودمان را از مادرم بگیرم و من به آنجا بروم. ولی او به من گفت که نه، برای تو اتاق مجزا گرفته‌اند." او گفته که "شب در کیش یک سوئیت برای ماندن پیدا کردیم که یک هال و یک اتاق خواب داشت. قرار شد من در اتاق بخوابم و او هم در هال. شب خواب بودم که دیدم او بالای سرم است و اتفاقی که نباید، افتاد."
سایت بازتاب نیز با اشاره به این اتفاق نوشت: "در حالی که بخش های خبری صداوسیما با آب و تاب به رسوایی های اخلاقی واقعی و جعلی در مورد مجریان شبکه های ماهواره ای می پردازند، با وجود صدور حکم دادگاه درباره رسوایی اخلاقی مجری مشهور صداوسیما، همچنان به وی آنتن زنده، آن هم در برنامه های مذهبی داده می شود." به نوشته این سایت، "اغفال دختران جوان با استفاده از وجهه مذهبی فرد، اگر در یک مورد اتفاق می افتاد و مجرم اقدام به توبه می کرد، شاید قابل صرف نظر کردن بود. اما زمانی که این موضوع به چند مورد می رسد که دست کم سه مورد آن در محاکم قضایی در حال پیگیری است، دیگر نمی توان از آن صرف نظر کرد و همچنان این فرد را به عنوان سمبل مراسم دینی، در رسانه ملی طرح کرد، به ویژه آنکه این موضوع به چند مورد ضرب و جرح میان خانمهای قربانی این مجری در فرودگاه و منزل منجر گردیده است."



محمد سهرابی ، سعید معینی  ابراهیم طباطبایی

شنبه

شریعتمنداری : در اسلام ناب محمدی ما همیشه در جنگ هستیم

.






حسین شریعتمنداری افزود، درگیری ما با نظام سلطه تا زمانی که به دنبال اسلام ناب محمدی هستیم، ادامه دارد.



(به نقل از محبت نیوز)

« مسیحیت پارسی» - مدیر مسئول روزنامه کیهان با بیان اینکه فتنه 88 نظیر جنگ احزاب بود، اظهار داشت: در جنگ احزاب، همه حزب‌ها گرچه با هم مشکل داشتند اما متحد شده بودند که ابتدا اسلام را از بین ببرند سپس به مشکلات خود بپردازند.
به گزارش مهر، حسین شریعتمنداری ش در همایش "چشمان باز" که از سوی موسسه فرهنگی اجتماعی 9 دی یزد برگزار شد، اظهار داشت: در همه این سالها درگیری ما با نظام سلطه به خاطر دفاع از هویتمان بود اما در دوره اصلاحات این هویت رنگ باخت.
وی با بیان اینکه درگیری ما با نظام سلطه تا زمانی که به دنبال اسلام ناب محمدیهستیم، ادامه دارد، افزود: نظام اسلامی و اسلام ناب محمدی، اسلام منهای ظلم ستیزی را قبول ندارد چنانچه امام راحل نیز از اسلام منهای ظلم ستیزی به عنوان "اسلام آمریکایی" تعبیر کردند.
شریعتمداری عنوان کرد: با همه این اوصاف، در زمان اصلاحات قرائت های بسیاری از اسلام صورت گرفت که خمس و زکات و ... داشت اما ظلم ستیزی از آن حذف شده بود.
شریعتمداری تصریح کرد: ما همواره در جنگ هستیم و فقط میدان‌های جنگ عوض می‌شود، یک روز جنگ نفت‌کش هاست، یک روز مسئله هسته ای و غیره.
این روزنامه‌نگار اصولگرا تصریح کرد: دشمن به طور قطع دست از دشمنی نمی‌کشد، هرگاه دیدید گروه‌ها، احزاب، جریانات و یا افرادی که به ظاهر با یکدیگر متحد هستند، دور هم جمع شدند و ائتلاف کردند، به تابلوی ائتلاف آنها نگاه نکنید بلکه از ائتلاف آنها مخرج مشترک بگیرید.
شریعتمداری خاطرنشان کرد: کسی فکر می‌ کرد که منافقان و بهائیان و سعودی‌ها به کمک اصلاح‌طلبان بیایند و کمک‌های مالی و سیاسی کنند؟ اما این کمک‌ها به آنها شد و آنها نیز به واسطه همین کمک‌ها حتم داشتند که پیروزند اما نشدند و در این بین خواص نیز سکوت کردند و با این سکوت با آنها همراهی و همکاری کردند.

محمد سهرابی ، سعید معینی  ابراهیم طباطبایی

جمعه

افراد مسلح یک « مسیحی » را در سوریه سر بریدند


.

به گفته منابع خبری افراد مسلح درسوریه یک جوان مسیحی را در این کشور سر بریدند و سر او طعمه سگ های گرسنه شد.





(به نقل از محبت نیوز)به گزارش « محبت نیوز» به نقل از دیلی میل، « آندری آرباشه» یک مرد 38 ساله مسیحی در آستانه سال نو میلادی از سوی افراد مسلح که هویت آنان تاکنون مشخص نیست  در بخش شمالی سوریه در راس العین ربوده و سر بریده شد.
یک راهبه مسیحی با اعلام این خبر از کشورهای غربی به خطر نادیده گرفتن خشونت های اسلامگراین افراطی در سوریه انتقاد کرد.
"آنیس مریم دو لا کروا" گفت:« آرباشه یک راننده تاکسی بوده و پس از آنکه برادرش شورشیان را متهم به اقدامات راهزنی کرده بود ربوده و کشته شد.»
این زن راهبه گفت:« پیکر بدون سر این راننده در کنار جاده ای که در اطراف آن سگ های گرسنه پرسه می زنند، پیدا شده است.»
این مسیحی سوری به تازگی ازدواج کرده بود و قرار بود صاحب فرزند شود.
خشونت ها در سوریه در چند ماه گذشته بصورت قومی و فرقه ای درآمده و پیروان دیگر مذاهب و اقلیت ها در این کشور از تامین جانی برخودار نیستند.
سازمان های بین المللی نسبت به کشتار پیروان ادیان دیگر در سوریه و عدم تحمل و بردباری از سوی شورشیان مسلح هشدار داده اند.
سایت شبکه العربیة نیز با انتشار خبر فوق، آن را هشداری در زمینه تشدید جنگ فرقه‎ای در سوریه دانست.
آمريکا نسبت به افزايش نفوذ اسلام‌گرايان مرتبط با القاعده در درگيری‌های سوريه ابراز نگرانی کرد. در واشينگتن نیز اعلام شد، ايالات متحده از افزايش نفوذ جبهه اسلامگرای «النُصره» دردرگيری‌های سوريه، نگران است. گروه‌های اسلام‌گرای سوريه از جمله «النصره» برای تشکيل دولتِ آينده سوريه، خواهان تشکيل يک دولت اسلامی در دمشق شده‌اند.
بنا بر گزارش منتشره چندی پیش نیز آخرین مسیحی باقیمانده در شهر حمص در سوریهکه از ترک این شهر خوداری ورزیده بود، در جریان تبادل آتش نیروهای دولتی و شبه نظامیان مخالف حکومت سوریه کشته شد.



محمد سهرابی ، سعید معینی  ابراهیم طباطبایی

شنبه

دومین سال بازداشت کشیش فرشید فتحی و جزئیات دستگیری وی


.




اگرچه این روزها مسیحیان سرتاسر جهان خود را برای آغاز سال نو میلادی و جشن های کریسمس آماده می‌کنند، اما برای بسیاری از خانواده‌ها به خصوص هموطنان نوکیش مسیحی در ایران با رنج و نگرانی همراه است و خانواده‌های زندانیان مسیحی بخاطر دوری از عزیزان دربندشان در اضطراب و نگرانی به سر می برند.



(به نقل از محبت نیوز)

« مسبحیت پارسی» -  اواسط سال 2010 میلادی پس از سخنرانی معروف سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در شهر قم مبنی بر مقابله با گسترش مسیحیت و کلیساهای خانگی در ایران و رویدادهای پس از آن ، بنا به گزارشهای تایید شده بیش از 70 نفر از نوکیشان مسیحی در نقاط مختلف کشور دستگیر و روانه زندان شدند.
« فرشید فتحی» متولد ۱۳۵۸ ( ۱۹۷۹میلادی) در آستانه سال نو میلادی (۲۶ دسامبر ۲۰۱۰) برابر با ۵ دی ماه ۱۳۸۹ توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شد. با وجود ماه‌ها بلاتکلیفی در بند ۳۵۰ زندان مخوف اوین، در آن زمان دادگاه وی به بهانه های مختلف چندین بار به تعویق افتاد، تا اینکه سرانجام پس از ۱۵ ماه بازداشت در دی ماه سال ۱۳۹۰ ( ژانویه ۲۰۱۲) دادگاهش برگزار گردید. کشیش « فرشید فتحی» در دادگاه انقلاب اسلامی توسط قاضی صلواتی به شش سال زندان محکوم شد. حکم صادره از قاضی در حالی بود که وکیل مدافع فرشید تا چند روز پیش از اولین جلسه دادگاه دسترسی کامل به پرونده موکل خود را نداشت.
دادگاه اتهام آقای فتحی را « بر عهده داشتن سمت مسئول ارشد سازمان های خارجی در ایران و تهیه وجه مالی برای این سازمان ها» دانست که با وجود اعتراضات حکم شش سال زندان در دادگاه تجدید نظر نیز تایید شد.
پس از صدور این حکم و انتشار خبر آن در فضای اینترنتی، گروه های مدافع حقوق مسیحیان و گروه های کلیسایی تأیید حکم شش سال زندان برای کشیش « فرشید فتحی» به اتهامات مربوط به ایمان مسیحی اش را محکوم کردند.
در حالیکه فرشید فتحی اکنون در آستانه دومین سال دستگیری خود قرار دارد تا امروز وی بدون مرخصی همچنان در زندان اوین به سر می برد و از حق مرخصی خود که از « حقوق اولیه» یک زندانی است برخوردار نیست.
- جزئیات ی از نحوه بازداشت فرشیدپس از گذشت دو سال، نحوه بازداشت و دستگیری نوکیش مسیحی « فرشید فتحی» تاکنون در رسانه ایی منتشر نشده است، اکنون در آستانه دومین سال دستگیری ایشان ، سایت « محبت نیوز» در گفتگو با یک منبع آگاه اقدام به انتشار جزئیات این واقعه کرد .
این فرد مطللع که می خواهد نام وی بدلیل مسائل امنیتی برده نشود به خبرنگار «محبت نیوز» می گوید: « روز 26 سپتامبر سال 2010 ساعت 6 صبح، حدود 5 تا 6 نفر از ماموران لباس شخصی حکومت که مسلح نیز بودند با شناسایی منزل پدر همسر فرشید، صبح زود به آن محل مراجعه می کنند، ماموران لباس شخصی که از قبل آن مکان را شناسایی کرده بودند کلیه آمد و شدها را در آن صبح هنگام تحت نظر داشتند ، در همین هنگام پدر همسر فرشید که قصد خروج از خانه را داشت توسط افراد لباس شخصی بازداشت می‌ شود و ماموران امنیتی با زور به همراه وی وارد خانه می شوند. ذکر این نکته که فرشید و همسر و دو فرزندش از شب قبل در آنجا حضور داشتند.
ماموران با خشونت شدیدی اهالی منزل را از خواب بیدار کرده و شروع به تفتیش و بازرسی از خانه می‌کنند. پس از آن از افراد حاظر در خانه سوالاتی را می پرسند ، از جمله از خود فرشید، که گویا متوجه نمی شوند فرشید همان شخصی است که دنبالش بوده اند.
این در حالیست که همزمان و بطور سازماندهی شده برای دیگر خانواده های نوکیش مسیحی در سطح تهران و برخی شهرستانها نیز این اتفاق صورت می‌گیرد که نشان از برنامه ریزی حکومت برای دستگیری گسترده نوکیشان مسیحی در تهران و برخی شهرستانها داشت.
این منبع آگاه افزود: از طرفی همزمان تعداد دیگری از ماموران امنیتی به منزل فرشید هجوم می برند که وی را در خانه اش بازداشت کنند، اما آنان نمی دانستند که فرشید و خانواده اش در خانه نیستند. سپس ماموران اقدام به ورود غیر قانونی منزل اجاره ای فرشید کرده وضمن شکستن درب ورودی تمام اطاقها را مورد تفتیش و بازرسی قرار می دهند و هر چیزی را که فکر می کردند ممکن است بتوان بعنوان مدرک از آن استفاده کرد با خود از خانه خارج می کنند، از جمله تعدادی عکس، فلش درایوها، مموری دوربین ، هارد کامپیوتر، لپ تاپ و پول و اسنادی که در خانه موجود بوده حتی کارت های بنزین و ... . اما فرشید را نیافتند چون فرشید در خانه پدر زن خود بود.
در همین حال ماموران در منزل پدر همسر فرشید پس از بازرسی کامل تمام قسمت های خانه و سوال و جواب از اعضای خانه از فرشید هم سوالاتی می پرسند اما وی را نمی شناختند و گمان نمی کردند که این فرشید همان فرشیدی باشد که بدنبالش هستند، سپس ماموران به فرشید اجازه می دهند که دخترش را به مدرسه ببرد، و فرشید به همراه دخترش به این بهانه از خانه خارج می شود.
پس از رفتن فرشید، مامورانی که به خانه او رفته بودند و وی را در آنجا نیافتند به مامورانی که در خانه پدر همسر فرشید حضور داشتند با بی سیم اطلاع می دهند که فرشید همان فردی است که آنجاست و باید دستگیر شود. ماموری که از این وضعیت به شدت عصبانی شده بود و احساس میکرد که فرشید از دستشان گریخته است، شروع به تهدید بقیه خانواده کرد که اگر فرشید برنگردد و فرار کند با شما به شدت برخورد خواهد شد.
اما پس از یکساعت انتظار فرشید باز می‌گردد، ماموران از او تلفن همراهش را خواستند که فرشید در جواب گفت: « معدومش کردم». ماموران در همانجا او را مورد ضرب و شتم قرار می دهند و شروع به فحاشی و توهین می کنند ، سپس به دستان وی دستبند زده و او را به ساختمان وزارت اطلاعات در خیابان ولی عصر نزدیک خیابان انقلاب منتقل می کنند. سپس در نهایت او را به زندان اوین برده و پس از مدتی نسبتن طولانی در زندان انفرادی او را به بند 209 زندان اوین منتقل می‌کنند.
این منبع آگاه در پایان به خبرنگار محبت نیوز گفت :  «فرشید فتحی» در زندان در پاسخ به سوال یکی دیگر از زندانیان نوکیش مسیحی که با وی هم بند بوده مبنی بر اینکه چرا بازگشته است؟ فرشید مکثی می کند به گونه ایی که صورت دو کودکش را بیاد می آورد و در پاسخ می گوید: « نمی توانستم خانواده و بچه ها را در آن شرایط تنها بگذارم.»



محمد سهرابی ، سعید معینی  ابراهیم طباطبایی