مسیحیت پارسی persiachristianity
پرچم پرافتخار ایران
پنجشنبه
دوشنبه
گفتگو با همسر سعید عابدینی ، کشیش زندانی در اوین
(به نقل از محبت نیوز)
به خودم قول دادم که با ترس کنترل نشوم. چون دولت ایران سعی می کند با ترس، افراد را کنترل کند. من سعی کردم که در این مسیر فقط به روبرویم نگاه کنم و راهم را ادامه بدهم.
« محبت نیوز» - نغمه عابدینی، همسر سعید عابدینی کشیش زندانی ایرانی مقیم آمریکا در مصاحبه با روز از آخرین وضعیت او گفته و اینکه "دلیل اصلی ترس دولت ایران، جمع شدن عده ای است که تفکراتشان با تفکر دولت فرق می کند. چه مسیحی، چه بهایی و حتی چه مسلمان. دولت در مورد هر کسی که مثل خودش فکر نکند احساس خطر می کند و هر کسی هم که مثل خودش فکر نکند برایش فرد سیاسی محسوب می شود." وی که کارزاری بین المللی برای آزادی همسرش و سایر زندانیان سیاسی به راه انداخته همچنین می گوید: "دولت ایران سعی می کند با ترس، افراد را کنترل کند. من سعی کردم که در این مسیر فقط به روبرویم نگاه کنم و راهم را ادامه بدهم."
سعید عابدینی در مهرماه ۱۳۹۱ در ایران بازداشت و در بهمن همان سال درداد گاهی به ریاست قاضی پیرعباسی به اتهام تشکیل کلیسایهای خانگی به قصد برهم زدن امنیت ملی به هشت سال حبس تعزیری محکوم شد.
جمهوری اسلامی ایران موافق مفاد کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی ـ- سیاسی که بدان پیوسته ملزم به حفظ آزادی عقیده و مذهب افرادست. در دادگاه های جمهوری اسلامی، نقض این حق معمولن تحت عناوینی به غیر از ارتداد (مانند امنیت ملی) و برای فراراز پاسخ گویی دولت درمجامع بین المللی انجام می گیرد. این اولین باری نیست که آزادی عقیده و مذهب تحت پوشش جرایم امنیتی به محکمه کشیده می شود. پیشتر نیز یوسف ندرخانی و رهبران بهایی با اتهام های امنیتی محاکمه شده اند،در حالی که به آنها گفته شده بود در صورت اعلام برائت از دین خود، از کلیه اتهامات مطرح شده تبرئه خواهند شد.
سعید عابدینی در سال ٢٠٠٠ به مسیحیت گروید و در سال ٢٠٠٢ با همسرش نغمه، که تبعه امریکا است، آشنا شد. همسر سعید اکنون در خارج از ایران، کارزاری برای آزادی سعید و سایر زندانیان عقیدتی به راه انداخته است.
گفت و گو با نغمه عابدینی در پی می آید.
از آخرین وضعیت ( حقوقی ) همسرتان برای ما می گویید؟
سعید در ژانویه ٢٠١٣، به هشت سال حبس تعزیری محکوم شد.ما حدودن یک هفته بعد از آن، ( اوایل فوریه ٢٠١٣)، برای دادگاه تجدید نظراقدام کردیم ولی از آن موقع تا به حال خبری نشنیده ایم. آخرین خبری که شنیدیم این است که دادگاه تجدید نظر در حال بررسی است و هنوز هیچ تصمیمی گرفته نشده است.
در مورد علت دستگیری همسرتان چه مواردی را اعلام کرده اند؟
به خاطر اعتقاداتش و به خاطر جمع شدن تعدادی از هم اعتقادانش ]مسیحیان] تحت عنوان بر هم زدن امنیت ملی به عنوان جنگ نرم.
در وبسایت ها آمده که یکی از اتهامات ایشان تشکیل کلیساهای خانگی به قصد برهم زدن امنیت ملی است. درست است؟
بله، ولی نکته جالب این است که سعید بین سال ٢٠٠٠ [ یعنی حدودن ١٣ سال پیش] تا ٢٠٠٥ کلیساهای خانگی را تشکیل داد.بعد از آن به امریکا آمد و در مسیر تشکیل کلیساهای خانگی هیچ حرکتی نداشت. این ها به زمان خاتمی برگشتند، که در آن زمان اجازه این کار را داده بود. سعید در یک کلیسای دولتی، کلیسایی که تحت نظر دولت ایران بود،کار تشکیل کلیساهای خانگی را شروع کرد؛کلیسایی که تحت نظر دولت احمدی نژاد بسته شد ولی زمان خاتمی آزاد بود. من و سعید حتی عقدمان مسیحی بود و دولت ایران در آن زمان اجازه داد که کلیساهای خانگی کار خود را شروع کنند ولی وقتی احمدی نژاد آمد، به طور جدی برخورد با مذاهب مختلف را شروع کردند و من و سعید از آن جا بیرون آمدیم.الان این هشت سال زندان به دوران خاتمی، نزدیک به ١٣ سال پیش ـ بین سال ٢٠٠٠ تا ٢٠٠٥ برگشته.
خودتان علت دستگیری ایشان را چه می دانید؟
ما مطمئن نیستیم. اتفاقن وقتی سعید را گرفتند، خیلی تعجب کردیم چون او داشت تحت نظر دولت ایران، یتیم خانه درست می کرد. خودش هم می گفت "دولت ایران دارد با من راه می آید، کسانی را که گرفته اند، حتمن یک کاری کرده اند". او حتی بین سال های ٢٠٠٩ تا ٢٠١٢ نزدیک به ده بار به ایران رفت و برگشت امریکا. البته حدودن چهار سال پیش و در زمان انتخابات هم بازداشت شد ولی آن زمان بازداشتش توسط اطلاعات و نرم تر بود و زندان نرفت فقط نزدیک به دو ماه هر روز بازجویی می شد. در آخر به اوگفتند که اگردر کلیسای خانگی فعالیتی نداشته باشی، مانعی نخواهد بود و می توانی به ایران رفت و آمد کنی. اگر هم واقعن می خواهی به مردم ایران کمک کنی، میتوانی کمک مردمی بکنی و به همین خاطر بود که سعید تصمیم گرفت یتیم خانه بسازد.
پرورشگاه برای بچه های مسیحی یا برای همه بچه ها؟
نه، نه برای همه. سعید از دولت ایران مجوز گرفته بود. در شمال ایران، نزدیک رشت، ساختمانش داشت زیر نظر اداره بهداری تکمیل می شد. حتی اعضای هیات مدیره اش هم انتخاب شده بودند.
پس هنوز تشکیل نشده بود؟
نه، در مراحل آخرش بود که من و بچه ها، حدودن یک سال و نیم پیش رفتیم ایران به امید اینکه تمام بشود... سه، چهار ماه ایران بودیم. من و دو بچه ام ( یک دختر شش ساله دارم و یک پسر پنج ساله )... حدود سه ماه و نیم ایران بودیم ولی یتیم خانه هنوز کارش تمام نشده بود و مراحل کاغذ بازی داشت طول می کشید. من و بچه ها دیگر آمدیم بیرون و سعید برگشت که ادامه کار را تمام بکند. ولی من فکر می کنم دلیل اصلی ترس دولت ایران جمع شدن عده ای است که تفکراتشان با تفکر دولت فرق می کند. چه مسیحی، چه بهایی و حتی چه مسلمان. دولت در مورد هر کسی که مثل خودش فکر نکند احساس خطر می کند و هر کسی هم که مثل خودش فکر نکند برایش فرد سیاسی محسوب می شود. از طرف دیگر من فکر می کنم بیشتر به خاطر برخورد جدی سپاه است که این طور با سیعد برخورد می شود. اخیرن هم دارند خیلی جدی تر با گروه ها و اقلیت های مختلف برخورد می کنند.
از چه زمانی به فکر اطلاع رسانی و برپایی کارزار برای آزادی سعید و سایر زندانیان عقیدتی افتادید؟ آیا در این زمینه فشار یا تهدیدی متوجه شما یا خانواده تان بوده؟
حدودن از زمانی که ریختند خانه مادر و پدر سعید و او را بردند، سه ماه طول کشید تا من به این نتیجه برسم.بیشتر هم به خاطر تهدید هایی بود که از طرف دولت ایران می شدیم که اگر وکیل بگیریم، وکیلمان را می اندازند زندان، اگر سر و صدا کنیم وضع سعید بدتر می شود ولی راستش در این سه ماه دیدیم دارد بدتر می شود. می دانم که در این مدت حداقل یک بارسعید به شدت کتک خورده بود، به شکمش لگد زده بودند و خون ریزی کرده بود و شرایطش داشت بدتر می شد و من احساس کردم به قول دیتریچ بونهوفر، سکوت در برابر شرارت، خود همان شرارت و بی عدالتی است. سکوت در برابر ظلم، خود ظلم است. باید صحبت کرد. باید بیان کرد تا همه بشنوند. برای همین شروع کردم به خبر رسانی،و هر چه بیشتر خبررسانی کردم، بیشتر متوجه مشکل افراد دیگر شدم، حالا چه مسیحی، چه مسلمان؛آن ها هم در شرایط من بودند و عزیزانشان در زندان بودند فقط به خاطر مذهب یا تفکرشان. خیلی ها شان بچه داشتند مثل ما و کم کم برایم اهمیت پیدا کرد که دیگر نه فقط به خاطر سعید بلکه به خاطرهمه زندانیان عقیدتی صحبت کنم.
وقتی شروع به کار کمپینی کردید، آیا فشاری روی شما یا خانواده تان بود؟
بله هم روی خانواده من و هم خانواده همسرم ولی بعد از سه ماه تصمیم گرفتم این مسیر را بروم، به خودم هم قول دادم که با ترس کنترل نشوم. چون دولت ایران سعی می کند با ترس، افراد را کنترل کند. من سعی کردم که در این مسیر فقط به روبرویم نگاه کنم و راهم را ادامه بدهم.
تهدید ها از چه نوع بود؟
که پدرو مادر سعید را می گیرند. پدر من می رود ایران و می آید ( که او را هم می گیرند ). حتی چند بار، بازجویی اش کرده اند. همین طورخانواده سعید را در ایران خیلی بازجویی کردند.وقتی ریختند سعید را گرفتند، آن ها را هم گذاشتند تحت زندان خانگی و پاسپورت هایشان را گرفتند و خودشان را هم بازجویی و اذیت کردند.به خود من گفتند که ما در آمریکا افراد داریم و حواسمان هست که کجا می روی و کجا نمی روی... از این قبیل تهدید ها، حتی به موبایل امریکای من زنگ می زدند.
ممکن است از آخرین وضعیت جسمانی و روحی همسرتان بگویید؟
حدودن یک ماه و نیم پیش بود که سعید را همراه با نه نفر دیگر ( کسانی که دولت می خواست رویشان بیشتر فشار وارد کند ) برای ده روز به انفرادی بردند. خیلی سعی کردند که سعید را بشکنند. حداقل می دانم که دوبار به شکمش لگد زدند. خون ریزی کرده بود. به بیمارستان مدرس منتقل شده بود، دکتر دیده و گفته بود باید بستری شود ولی بستریش نکردند. شرایط جسمانیش اصلن خوب نیست. خیلی اقدام کردیم که رسیدگی شود ولی هنوز رسیدگی نشده است.
شرایط روحی شان چه؟
شرایط روحی اش به خاطر ایمان اش، خیلی خوب است. اتفاقن من سازمان ملل بودم و با خیلی از ایرانی های مختلفی که برای حقوق بشر فعالیت می کنند، صحبت کردم. خیلی ها که عزیزانشان در زندان و هم بند سعید بودند، از وضعیت روحی سعید خیلی تعریف می کردند. می گفتند که خیلی آرام است، خیلی شخص با محبتی است و به زندان آرامش می آورد. کلن سعید به خاطر ایمانش خیلی صحبت می کند. چند تا نامه نوشته است. صحبت از آرامش و شادی می کند. شرایط روحی خیلی خوبی دارد، بر خلاف کارهایی که دولت ایران تا به حال با وی کرده است.
در مورد شرایط نگهداریشان هم کمی توضیح می دهید؟
چندی پیش، زندانیان بند ٣٥٠، نسبت به شرایط زندان و رفتارهایی که با خانواده هایشان در هنگام ملاقات صورت می گرفت، اعتراض کرده و نامه نوشته بودند. از این چند صد نفر، ده نفر را انتخاب کرده و به مدت ده روز به انفرادی برده بودند. [ اول قرار بود برای بیست روز باشد ولی چون زندانیان دیگر در حمایت از آن ها به ملاقات های خانوادگی شان نرفتند و حتی دست به اعتصاب غذا زدند، به خاطر همین به ده روز نکشید که ازانفرادی آزاد شدند]... و الان هم دیگر در انفرادی نیستند.
و کمپینی که برای سعید به راه انداخته اید.
من، شخص حرفه ای در کار کمپین نیستم ولی با شروع کمپین، درهای زیادی به رویم گشوده شد. من در مقابل کنگره امریکا صحبت کردم و بعد از صحبتم، وزیر امور خارجه امریکا ( جان کری ) گفت که به ایران بیانیه داد که سعید را آزاد کنند. از مردم امریکا خیلی کمک گرفتم، نزدیک به ششصد هزار امضاء از مردم آمریکا در حمایت از آزادی سعید و در خواست از دولت امریکا برای آزادی سعید جمع کردم. الان هم به سازمان ملل آمده ام تا در مورد سعید صحبت کنم. سفیر امریکا در سازمان ملل چند بار اسم سعید را آورد. قدم بعدی آن است که یک روز قبل از انتخابات ایران، تظاهرات صلح آمیزی در مقابل سفارت های ایران در کشورهای مختلف ترتیب بدهیم.
چه پیامی برای مسئولین جمهوری اسلامی دارید؟
کنترل و ترس هیچ وقت نمی تواند یک کشور را موفق کند.اگر واقعن می خواهند کشور موفقی داشته باشند، اولین کاری که باید انجام انجام دهند مردم را آزاد بگذارند. به مردم اجازه ابراز بیان شان را بدهند تا بتوانند رشد کنند. الان در دانشگاه ها، دانشجویان حق ابراز نظرشان را ندارند. اگر میخواهند کشور پیشرفت کند،باید آزادی بدهند و به حقوق بشر احترام بگذارند
پنجشنبه
بازداشت سه تن از اعضای کلیسای خانگی توسط ماموران امنیتی در اصفهان
(به نقل از محبت نیوز)
پس از بازداشت یکی از رهبران کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران و انتشار خبر تعطیلی (موقت) نابهنگام این کلیسا، در تازه ترین اخبار از اصفهان حاکی است ماموران امنیتی سه تن از نوکیشان مسیحی را در این شهر بازداشت نمودند.
جمهوری اسلامی که برای بسط و گسترش "اسلام حکومتی" سالیانه میلیاردها تومان از بودجه کشور را صرف اهداف خود می کند، امروز با پدیده ای روبروست با نام " گسترش مسیحیت" در بین جوانان، که تنها را چاره برای مقابله با آن را به کار گیری نیروهای اطلاعاتی امنیتی می داند که تعطیلی کلیساها و دستگیری و افزایش فشار بر مسیحیان نیز در همین راستا صورت می گیرد.
به گزارش « محبت نیوز» در تازه ترین خبرها، منابع خبری گزارشگران حقوق بشر در ایران از بازداشت سه تن از نوکیشان مسیحی در اصفهان خبر دادند .
اسامی این افراد عبارتند از "محمدرضا فرید، سعید صافی و حمیدرضا قدیری"، می باشد .
گفته شده این سه نوکیش مسیحی از اعضای کلیسای خانگی استان اصفهان در روز چهارشنبه هشتم خردادماه سالجاری ( 29 مه 2013) توسط مأموران امنیتی بازداشت شدند.
این افراد پس از بازداشت به مکان نامعلومی انتقال داده شدند و هنوز از وضعیت و سلامتی این افراد اطلاع دقیقی در دست نمی باشد.
گزارش شده این سه نوکیش مسیحی در هنگام بارداشت در منزل "محمدرضا قدیری" جهت نیایش گرد هم آمده بودند.
بنا بر این گزارش، مأموران امنیتی هنگامی که با خشونت وارد خانه شده بودند ضمن بازداشت این سه تن کارتهای شناسایی آنان را نیز ضبط کرده و به آنها هشدار دادهاند که از اطلاعرسانی پیرامون این دستگیری خودداری کنند.
"محمدرضا فرید و سعید صافی" (از نوکیشان مسیحی افغانستان) می باشند ، این افراد همچنین گردانندگان و مدیریت وبلاگ "نجات ما" بودند، که چندی پیش توسط نهاد قضایی "کار گروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه"، مسدود شده بود.
هنوز از محل بازداشت و وضعیت این نوکیشان مسیحی خبری منتشر نشده و پیگیری خانوادهها و دوستان این بازداشتشدگان، بینتیجه مانده است.
دگراندیشان مذهبی و عقیدتی در ایران به ویژه نوکیشان مسیحی فارسی زبان به طور فزایندهای زیر فشار و برخوردهای غیرانسانی جمهوری اسلامی قرار دارند، فشارهایی که بخصوص در طی این سه سال گذشته به اوج خود رسید و موج عظیمی از دستگیریها و زندانی شدن مسیحیان را در پی داشت و نتیجه آن برخوردهای امنیتی با کلیساها به ویژه کلیساهای فارسی زبان و کلیساهای خانگی برای مقابله با گسترش مسیحیت در ایران بود.
دوشنبه
دیدگاه واشنگتن؛ ادامه نقض آزادی مذهبی در ایران
(به نقل از محبت نیوز)
وزارت امور خارجه آمریکا در گزارش سالانه وضعیت آزادی مذهبی بین المللی که اخیرن منتشر شد، بار دیگر اقدامات دولت ایران در نقض جدی و آشکار آزادی مذهبی را برجسته ساخت.
از سال 1999، آمریکا ایران را در فهرست کشورهایی که به ویژه مورد نگرانی هستند قرار داده است.
به گزارش « محبت نیوز» رادیو صدای امریکا خبر داد، سوزان جانسون کوک، سفیر سیار آمریکا در امور آزادی مذهبی بین المللی گفت هدف گزارش این است که با زیر ذره بین بردن موارد آزارها و تخلفات، آزادی مذهبی را پیش ببرد، و برخی از کژرفتاری هایی را که درایران اتفاق می افتد یادآور شد.
او گفت «در ایران بیش از 116 بهایی به دلیل آموزش و بیان مذهبشان زندانی شده اند، و بسیاری از مسیحیان، صوفی ها و سنی ها با رفتاری مشابه روبرو هستند.
افزون براین، یک کشیش مسیحی بنام سعید عابدینی، که شهروند آمریکایی – ایرانی است، فقط به خاطر باورهایش به هشت سال زندان محکوم شد... ما می خواهیم تمام کسانی که به دلیل اعتقاداتشان بازداشت یا زندانی شده اند آزاد شوند.»
گزارش وزارت امور خارجه آمریکا یاد آور می شود در سال 2012، بر گزارش هایی که دولت ایران اقلیت های مذهبی و قومی را به محاربه، تبلیغات علیه اسلام یا جرائم مبهم امنیت ملی به علت فعالیت های مذهبی شان متهم می کند افزوده شده است. کسانی که گزارش رسید بر زمینه های مذهبی دستگیر شدند ، همانند اکثر افرادی که به دلیل باورهایشان زندانی هستند، با شرایط بد زندان و رفتار ناهنجار روبرو بودند.
گزارش همچنین می گوید دولت ایران به یهودیت تهمت می زند، مقامات علیه آن سخن می گویند و رویدادهایی را به قصد انکار هالوکاست سازمان می دهند. حملات زبانی همچنین «خطوط بین صیهونیسم، یهودیت، واسراییل را مبهم می سازد وبه افزایش نگرانی درباره امنیت آینده جامعه یهودی درکشورکمک می کند.»
جان کری وزیرامور خارجه آمریکا هنگام انتشار گزارش به خبرنگاران گفت آزادی مذهبی «ارزشی جهانی است که در قلب هر انسانی حک شده است. آزادی اعتراف به مذهب وعمل به آن، باور داشتن یا نداشتن، یا تغییر مذهب، حق ذاتی هرانسانی است.»
آن گونه که جان کری می گوید ایالات متحده برای پیشبرد این حق جهانی به عنوان یک الزام اخلاقی و استراتژیک، به روشن ساختن موارد نقض آزادی مذهبی در ایران و در سراسر جهان ادامه خواهد داد.
محمد سهرابی ، سعید معینی & ابراهیم طباطباییپرونده کشیش زندانی در راه شورای حقوق بشر سازمان ملل
(به نقل از محبت نیوز)
همسر کشیش ایراني- آمریکایي که در ایران زنداني است، به همراه وکلاي آمریکایي اش به ژنو رفته است و پرونده همسرش را امروز دوشنبه به شوراي حقوق بشر سازمان ملل ارائه خواهد کرد.
گزارش فاکس نیوز از فعالیت برای احقاق حقوق سعید عابدینی
« محبت نیوز» - نغمه پناهی همسر کشیش سعید عابدینی، وی از این سازمان درخواست مي کند که براي آزادي این کشیش زنداني تلاش کنند.
سعید عابدیني، 33 ساله، دوران هشت ساله اش را در زندان بدنام اوین در تهران مي گذراند. او به دلیل گرویدن به مسیحیت زنداني شده است و دو فرزند و همسر دارد که همسرش، نغمه، به شکلي خستگي ناپذیر ماجراي همسرش را براي رسانه ها نقل مي کند و به امید آزادي همسرش، با مقامات دولتي دیدار مي کند.
گزارش شده است که این کشیش از شکنجه و ضرب و شتم در زندان، دچار خونریزي داخلي شده است و بدنش پز از جراحت است.
نغمه عابدیني در یک مصاحبه اختصاصي با فاکس نیوز، گفت: "او مدت زیادي در آن زندان وحشتناک مانده است. او هیچ قانوني را زیر پا نگذاشته است. موضوع فقط سعید نیست، تعداد زیادي از افراد در زندان به دلیل عقایدشان بازجویي مي شوند."
او از اوایل ژانویه که اعضاي خانواده سعید در تماس تلفني هفتگي رابط تماس او و فرزندانش بودند، از همسرش خبري ندارد.
جوردن سکولو، مدیر مرکز آمریکایي قانون و عدالت، سازماني که نماینده خانواده سعید در آمریکاست، مي گوید: "گزارش نغمه از سرکوب مسیحیان در ایران، تاثیر زیادي داشته است."
سکولو به همراه نغمه به ژنو رفته است تا در بیست و سومین نشست عمومي شوراي حقوق بشر سازمان ملل، شرکت کند.
عابدیني مدت هاي طولاني است که در زندان انفرادي به سرمي برد و به گفته حامیانش توسط زندانبانان تحت شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفته است. ماه هاست که از جراحت هاي جدي از جمله خونریزي داخلي و عدم توجه پزشکي رنج مي برد.
ده سال پیش، عابدیني کارش را در کلیساهاي خانگي براي مسلماناني که مسیحي شده بودند، آغاز کرد. او در سال 2009 دستگیر شد اما بعد از اینکه قول داد براي کلیساهاي خانگي کار نکند، آزاد شد.
او سال گذشته براي ساختن پرورشگاه به ایران بازگشت که در بین راه توسط پلیس دستگیر شد.
بعد از گذراندن ماه ها در زندان، به هشت سال زندان محکوم شد و وکلایش تلاش مي کنند تا او آزاد شود. مرکز آمریکایي قانون و عدالت، هفته گذشته با مقامات وزارت امور خارجه آمریکا ملاقات کردند و به این نکته اشاره کردند که دیپلمات هاي آمریکایي هنوز خواستار آزادي عابدیني نشده اند.
درحالي که پرونده عابدیني توجه تعداد زیادي از رسانه ها را به خود جلب کرده است، افراد زیادي به دلیل مسیحي شدن در زندان هاي ایران هستند که به پرونده آنها توجهي نشده است.
این هفته، حکومت ایران، کلیساي جماعت رباني در ایران را بست و این درحالي است که ، کشیش این کلیسا نیز دستگیر و به مکان نامعلومي منتقل شده بود.
روز 21 ماه مه، مقامات حکومت ایران کشیش روبرت آسریان، در حین اجراي مراسم دعا توسط مقامات حکومت ایران دستگیر شد. آنها هیچ اطلاعاي در مورد محل بازداشت وي ندادند.
مسیحیان ارمني در ایران آزاد هستند مراسم خود را آزادانه اجرا کنند اما مسلماناني که مسیحي شده اند، چینین اجازه اي ندارند. دولت اجازه نمي دهد که کتاب هاي مذهبي مسیحي به زبان فارسي چاپ و منتشر شود و بزرگترین کلیساي فارسي زبان در تلاش براي جلوگیري از تغییر مذهب مسلمانان، بسته شده است.
برخي تخمین مي زنند که تعداد مسلماناني که مسیحي شده اند، در حدود صدهزار نفر است.
اشتراک در:
پستها (Atom)