مسیحیت پارسی persiachristianity

مسیحیت پارسی        persiachristianity
پرچم پرافتخار ایران

جمعه

هشدار وزارت اطلاعات به مردم ایران

(به نقل از محبت نیوز)





وزارت اطلاعات با انتشار توصیه‌هایی به مردم هشدار داده است: «هرگونه بحث و گفت‏گو در مکان‏‌های عمومی عواقب جبران‌ناپذیری خواهد داشت.»

وزارت اطلاعات با انتشار توصیه‌هایی از مردم ایران خواست با سفارتخانه‌ها و اتباع بیگانه ارتباط برقرار نکرده و در مکان‌های عمومی با بستگان یا دوستان خود بحث نکنند.

به گزارش «محبت نیوز» دیگربان به نقل از ایسنا خبر داد، وزارت اطلاعات هشدار داده که «هرگونه ارتباط با اتباع بیگانه بدون اطلاع مسئولین» می‌تواند افراد را «اسیر دست اجانب و سرویس‏‌های بیگانه» کند.

در بخش دیگری از این متن به مردم هشدار داده شده است: «هرگونه بحث و گفت‏گو در مکان‏‌های عمومی عواقب جبران‌ناپذیری خواهد داشت.»

وزارت اطلاعات توصیه‌های امنیتی و اطلاعاتی دیگری به مردم کرده و در پایان از آن‌ها خواسته با این وزارتخانه «همکاری» داشته باشند.

گزارش موارد مشکوک٬ عملیات تروریستی و خرابکارانه و دیگر مسائل «ضد امنیتی» از جمله مواردی هستند که وزارت اطلاعات اعلام کرده آماده دریافت آن‌ها از سوی مردم است.

این توصیه‌های امنیتی در شرایطی منتشر شده که وزارت اطلاعات سال‌هاست با سواستفاده از پائین بودن سطح اطلاعات امنیتی و حفاظتی مردم از اطلاعات خصوصی آن‌ها بهر‌ه‌برداری می‌کند.

محمد سهرابی ، سعید معینی  ابراهیم طباطبایی

کلیسای الکترونیک، ابزاری برای تحول در اختیار مسیحیان بشارتی

(به نقل از محبت نیوز)


 


نخستين جمعيت‌های دينی كه قدرت راديو و تلويزيون را به عنوان ابزار تغيير و تحول دريافتند، سازمان‌های بشارتی مسيحی بودند.


به گزارش « محبت نیوز» سایت ادیان و مذاهب به نقل از دکتر ناصر باهنر افزود، « نخستين جمعيت‌هاي دينی كه قدرت راديو و تلويزيون را به عنوان ابزار تغيير و تحول دريافتند، سازمان‌هاي بشارتی مسيحي بودند. از اين رو، شناخت سير تحول و انگيزه‌هاي به كارگيري وسايل ارتباط جمعي مدرن در انتقال پيام‌هاي ديني و تبليغ افكار و ارزش‌هاي مسيحيت، در گرو بررسي و شناخت چگونگي ظهور و گسترش پروتستانيزم و تحول آن در غرب به ويژه در آمريكا و انگلستان است كه ظهور بنيادگرايي مسيحي و رشد آن در اين جوامع، در واقع سرمنشأ توجه و استفاده از كاركردهاي راديو و تلويزيون در حوزة دين به شمار مي‌آيد.

از اواخر دهة 1970، برخي از گروه‌هاي بشارتی دورة‌ افول خود را پشت سرد نهاده و سير رشد و گسترش اجتماعي خود را آغاز نمودند كه مي‌توان آن را احياء بشارت دانست. اين جريان نوظهور كه «نئولونجليسم» ناميده شد، به تدريج توجه رسانه‌ها و مؤسسه‌هاي سكولار را به خود جلب كرد. «يكي از عوامل اصلي در اين احياء سياسي و ديني، استفاده از رسانه‌هاي الكترونيكي براي ايجاد قدرت و سازماندهي بود. نقش اين رسانه‌ها هم در بيداري و آگاهي‌بخشي به مشاركت كنندگان در جريان مذكور و هم در متقاعد ساختن عامه مردم در خصوص اين تحول فرهنگي و ديني عظيم، برجسته بود.» (Hoover,1988,p.19).

عوامل اجتماعي و ديني نهضت نئواونجليسم كه تحت تأثير گسترده راديو و تلويزيون دینی و نهادهاي چند رسانه‌اي قرار داشتند، كليساي الكترونيك نام گرفت. با گسترش اين پديده عده‌اي به حمايت و عده‌اي به انتقاد از آن مبادرت نمودند. حاميان معتقد بودند كه كليساي الكترونيك زمينه‌هاي نويني را براي دين مطرح مي‌سازد كه جايگزين نقش ديني رسانه‌هاي مكتوب خواهد شد. در مقابل، برخي اين مسئله را تهديدي براي كليساها مي‌دانستند كه ماية كاهش اعضاء و درآمد در آنها مي‌شود.

جداي از جريان پروتستانيزم، واتيكان نيز به عنوان مركز مسيحيت كاتوليك، مطالعات و بررسي‌هاي متعددي دربارة رسانه‌ها و چگونگي بهره‌گيري از آنها، در حوزة دين انجام داده و نتايج آنها را به عنوان ديدگاه‌هاي خود منتشر نموده است. واتيكان در دومين شوراي خود دربارة رسانه‌ها و نقش و مسئوليت آنها در جامعه، رسانه‌ها را هديه‌هاي الهي قلمداد نموده است كه زمينه‌اي را فراهم مي‌آورند تا مردم را در كنار يكديگر متحد ساخته و براي رستگاري مطابق برنامة الهي به يكديگر كمك كنند. كليسا امروزه براي گسترش معنويت و تعاليم الهي به يكديگر كمك كنند. كليسا امروزه براي گسترش معنويت و تعاليم ديني، به طور اساسي نيازمند مطالعه، ارزيابي و استفادة صحيح از فناوري ارتباطات و رسانه‌هاي جديد (Vatican, 1992) است. امروزه در غرب، سازمان‌ها و آژانس‌هاي متعدد ديني مشغول فعاليت هستند كه اغلب آنها متعلق به پروتستان‌ها، كاتوليك‌ها و يهودي‌ها مي‌باشند. همچنين صدها ايستگاه خصوصي راديو و تلويزيوني و شبكه‌هاي متعدد محلي و ملي در كشورهاي مسيحي متولي توليد و پخش برنامه‌هاي ديني هستند. در مجموع مي‌توان دوكاركرد كليساي الكترونيك را به قرار زير تشخيص داد:


1. تلاش براي استفاده از ظرفيت‌هاي طبيعي رسانه به منظور درگير ساختن بخش بزرگ‌تري از جامعه در مسائل مذهبي كه عمدتن اجتماعي و سازماني هستند و كاركردهاي اصلي آنها اطلاع رساني، آموزش و ارشاد است كه با قالبهاي خبر، سخنراني، گفتگو، مصاحبه، پرسش و پاسخ، ميزگرد، آموزش، مستند، جنگ و نمايشي، اعتقادات كاربردي مسيحيت را در پاسخ‌گويي به حقايق روز اجتماعي ارائه مي‌كنند.


2. فراهم ساختن اشكالي از تجارب عبادي كه شامل مراسم رسمي عبادي كليسا است كه يا در استوديو اجرا مي‌شود و يا مستقيمن از كليسا گزارش مي‌شود.


تجربة هشتاد ساله دنياي مسيحيت از به كارگيري وسايل ارتباط جمعي نوين حايز دستاوردهاي مهمي در حوزة ارتباطات و دين بوده است كه به برخي از نكات مربوطه براساس پژوهش‌هاي كتابخانه‌اي و پيمايشي انجام شده (Michael(ed.)1997)، اشاره مي‌كنيم:


1. به دنبال كاهش حاكميت كليسا، سيال شدن فرهنگ عصر حاضر و جايگزيني مراجع حكومتي به جاي مراجع ديني، كليسا به مقتضيات جديد عرضه دين توجه نمود و با جديت به صنايع فرهنگي و بهره‌مندي از تخصص‌ها و مهارت‌هاي لازم رسانه‌اي روي آورد، اما حساسيت نسبت به واكنش‌هاي منفي احتمالي در جامعه سبب گرديد تا به نوعي تقليل‌گرايي روي آورد و ارزش‌هاي انساني را به عنوان محور مشترك كار رسانه و دين قرار داده و حقانيت خواسته‌هاي غيرديني مردم در يك جامعة متكثر را به عنوان يك اصل بپذيرد.


2. پيام‌آفرينان برنامه‌هاي مسيحي به طور عمده رهبران مذهبي و از روحانيون كليساها مي‌باشند.


3. پخش مراسم عبادي و سنتي ديني و موعظه‌اي روحانيون بدون دخل و تصرف‌هاي برنامه‌سازي جايگاه ويژه‌اي در كليساي الكترونيك دارد. بدين ترتيب، به كارگيري تعبير دين تلويزيوني شده به جاي تلويزيون ديني براي اين تجربة مسيحي صحيح‌تر به نظر مي‌رسد.


4. مهم‌ترين معضل رسانه‌هاي الكترونيكي مسيحي مربوط به كاركرد سرگرمي اين رسانه است. طرح تعارض ذاتي دين با سرگرمي و سقوط معنوي دين در اثر روي آوردن به قالب‌هاي سرگرم كننده در مقابل اعتقاد به وجود زمينه‌هاي بي‌شمار جذاب و زيبا در معارف ديني براي طرح مناسب آنها از جملة چالش‌هاي موضوع به شمار مي‌آيد.


5. خصوصيات مخاطبان برنامه‌هاي راديو و تلويزيون مسيحي با ويژگي‌هاي مسيحيان متدين انطباق بيشتري دارد تا خصوصيات عمومي بينندگان اين رسانه‌ها. تجربة موجود هنوز نتوانسته است كه به گونه‌اي موفق پاي خود را از محدودة زندگي در جامعة كليسايي فراتر نهاده و با طرح ايده و الگوهاي نوين، علايق و نيازهاي منتظران پشت دربهاي دنياي كليسا را پاسخي شايسته دهد.


6. كليساي الكترونيك هيچ‌گاه خود را معارض يا نافي رسانه‌هاي سنتي ديني با اتكاء بر ارتباطات چهره به چهره معرفي ننموده است. بلكه صاحبان تجربه راديو و تلويزيون مسيحي استمرار ارتباطات سنتي و مستقيم را امري لازم شمرده و آن را پشتوانه و مكمّل فعاليت‌هاي رسانه‌اي ديني مي‌دانند.


منبع : (نقل از كتاب «تعامل دين و ارتباطات» به اهتمام دكتر حسن بشير، ص 248 ـ 244.)


محمد سهرابی ، سعید معینی  ابراهیم طباطبایی

یکشنبه

دادگاه یک نوکیش مسیحی در تهران برگزار شد

(به نقل از محبت نیوز)

دادگاه "مصطفی بردبار" از نوکیشان مسیحی بازداشت شده که در حال حاظر به همراه تنی دیگر از مسیحیان زندانی در بند 350 زندان اوین بسر می برد، در تهران برگزار گردید.

به نقل از گزارشگران « محبت نیوز » ، دادگاه محمد هادی (مصطفی) بردبار از نوکیشان مسیحی ساکن رشت که در ایام کریسمس سال گذشته (پنجشنبه مورخ 7 دی ماه 1391 برابر با 27 دسامبر2012) دستگیر شده بود صبح روز یکشنبه 19 خرداد 1392 (برابر با 9 جون 2013) در شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی پیرعباسی برگزار شد.

دادگاه اتهام این نوکیش مسیحی را " تبانی و اجتماع و شركت در جلسات كليساي خانگي" عنوان کرده است که به گفته «شیما قوشه» عضو کمیسیون حقوق بشر ایران و وکیل مدافع وی، اتهاماتی است که در صورت محکومیت با نظر قاضی از ٢ تا ١٠ سال حبس بدنبال خواهد داشت. اما حکم قطعی وی از سوی مراجع قضایی تاکنون اعلام نشده است.

"مصطفی بردبار" دقایقی پیش از برگزاری دادگاه در حالیکه لباس زندان بر تن داشته و بر دستان او دست‌بند زده شده بود موفق شد تا با پدر و مادر خود ملاقات داشته باشد، اما به جز وکیل مدافع، از ورود پدر و مادر او به جلسه دادگاه جلوگیری شد. وی هم اکنون در بند 350 زندان اوین نگهداری می‌شود و در کنار سایر زندانیان مسیحی از جمله فرشید فتحی ، سعید عابدینی و علیرضا سیدیان است.

وی که متولد سال 1365 خورشیدی است پس از یورش ماموران امنیتی لباس شخصی به محل گردهمایی جمعی از نوکیشان مسیحی که بمناسبت فرا رسیدن كریسمس و سال نو میلادی دورهم گرد آمده بودند، بازداشت شد.

«مصطفی بردبار» پیش از این نیز در سال ۱۳۸۸ در شهرستان رشت به اتهام گرویدن به مسیحیت و حضور در كلیسای خانگی توسط ماموران امنیتی بازداشت شد . وی همچنین از سوی بازپرسی شعبه یک محکوم به «ارتداد» و پس از طی مراحل دادگاهی به قید وثیقه آزاد و این محکومیت نیز به عنوان سابقه کیفری در پرونده ایشان درج شده است .( سند در محبت نیوز محفوظ است )

اما در ایران قاضی پیرعباسی که به «متخصص محرومیت و تبعید» شهرت دارد، وی همان قاضی است که «سعید عابدینی» کشیش زندانی ایرانی مقیم آمریکا را در بهمن سال 1391 در داگاهی به اتهام تشکیل کلیسای‌های خانگی به قصد برهم زدن امنیت ملی به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرد .

لازم به ذکر است پیش از این اخباری منتشر شده بود که مصطفی بردبار و دو تن از نوکیشان مسیحی دیگر به نامهای فرشید فتحی و علیرضا سیدیان که به دليل فعاليت‌های مسيحی خود در بند ۳۵۰ زندان اوين، دوران محکوميت خود را بسر ميبرند، با ارسال پيامی ضمن تبريک پيروزی اقای روحانی در انتخابات رياست جمهوری، نوشته اند امیدواریم «در دوران رياست جمهوری شما، بخاطر ايمان به عيسی مسيح و انجيل او، مجبور به تحمل رنج زندان نباشيم.

این سه نوکیش مسیحی در بخشی از نامه شان خطاب به آقای روحانی نوشته اند «حضور شما دراین مقام خطیر، به مدد الهی باعث سرافرازی دوباره نام ایران زمین وبازگشت آزادی به اقلیت های مذهبی، خصوصن مسیحیان گردد.»

محمد سهرابی ، سعید معینی  ابراهیم طباطبایی

جمعه

آزادی کشیش کلیسای جماعت ربانی مرکز به شرط سکوت

(به نقل از محبت نیوز)

 


سران نظام جمهوری اسلامی با تبیین استراتژی تازه ای به نام " آزادی به شرط سکوت " در حال احیاء چهره این نظام در جوامع بین المللی هستند تا از فشار رسانه ای در قبال نقض حقوق بشر در امان بمانند.


به نقل از گزارشگران « محبت نیوز»، گزارش های دریافتی حکایت از آن دارد که کشیش "روبرت آسریان" از رهبران شورای کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران که در حین اجرای مراسم دعا در روز سه شنبه 31 اردیبهشت (برابر با 21 می 2013) توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده بود پس از 43 روز از زندان آزاد شده است.

بر اساس این گزارش هنوز خبر دقیقی از نحوه آزادی کشیش آسریان منتشر نشده است ، اما به نظر می رسد آزادی موقت این کشیش در قبال وثیقه در روز سه شنبه ۲ ژوئیه، برابر با ۱۱ تیر ۱۳۹۲ صورت گرفته باشد.

گفتنی است پس از بازداشت "روبرت آسریان" جلسات هفتگی دعا که در روزهای سه شنبه هر هفته در کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران برگزار می شده تعطیل و پس از آن نیز کلیسای جماعت ربانی مرکز تهران که از آن به عنوان بزرگترین کلیسای فارسی زبان در ایران نام برده می‌شود در پس هیاهوی انتخاباتی ریاست جمهوری در ایران و تحت فشار مقامات امنیتی تعطیل شد.

در واکنش به دستگیری کشیش آسریان و تعطیلی این کلیسا، «دکتر جرج وود» ناظر کلیساهای جماعت ربانی آمریکا و مدیر شورای جهانی کلیساهای جماعت ربانی با انتشار بیانیه ای نسبت به این بازداشت و ادامه فشار به کلیساهای فارسی زبان اعتراض کرد و خواستار برداشتن این گونه فشارها از سوی مقامات جمهوری اسلامی و جفا بر مسیحیان ایران گردید. وی همچنین در بخشی دیگر از بیانیه خود تعطیلی کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران را آغازی برای تعطیل کردن همه کلیسا های فارسی زبان ایران دانست و چنین اقدامی را در واقع پایان بخشیدن به اعلان عمومی انجیل عیسی مسیح در این کشور خواند.

اما آزادی بی سر و صدای "روبرت آسریان" در حالی صورت گرفته که به نظر می رسد نیروهای امنیتی، از وی و خانواده اش خواسته اند که از انجام هرگونه مصاحبه در خصوص آزادی یا وضعیت پرونده و دادگاه وی خودداری کنند و به نوعی "سکوت" شرط آزادی او بوده که البته در گذشته نیز بارها در خصوص دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی تکرار شده است.

برقراری به "شرط سکوت برای آزادی" از زندان نشان دهنده آن است که سران جمهوری اسلامی می کوشند تا عملی که برای نشان دادن بهبود وضعيت حقوق بشر در کشور صورت می گيرد به باز خوردهای رسانه ای مربوط به نقض حقوق بشر در ايران منجر نگردد.

محمد سهرابی ، سعید معینی  ابراهیم طباطبایی

اگر ما «مسیحیان صهیونیست» هستیم، مصباح یزدی «شیعه نازیسم» است

(به نقل از محبت نیوز)


گفتگو با بهروز صادق خانجانی، درباره مسائل مربوط به جامعه مسیحیان ایران و تاثیر انتخابات بر آن

یکی از اتهامات سعید امامی که توسط دادستان جمهوری اسلامی به ایشان تفهیم شد مسئله قتل کشیشان مسیحی بود واین موضوع به طور روشن مشخص می کند که شهادت این عزیزان با برنامه جمهوری اسلامی بود و نظام در قتل کشیشان مسیحی دست داشته است زیرا دادستان قوه قضائیه نمی توانست بدون داشتن ادله و بر اساس هیچ و پوچ در پرونده سعید امامی چنین اتهاماتی را عنوان کند، چرا که سعید امامی از افراد وابسته به نظام و جزء بدنه آن بود و قطعاً جمهوری اسلامی نمی تواند برای کارگزاران خود بر اساس اتهامات واهی پرونده سازی کند.
رهسا نیوز – بابک اجلالی:
بهروز صادق خانجانیفشار بر مسیحیان، فشار بر بهائیان، بازداشت دگر اندیشان از هر نوعی که باشد، یورش به کلیساها و محافل بهائی و…، اینها حرف تازه ای  در جمهوری اسلامی نیستند، همیشه بوده و خواهد بود.
بعضی ها این کم تحملی را ناشی از ایدئولوژیک بودن نظام سیاسی ایران می دانند و بعضی ها معتقدند که حس قدرت طلبی و اقتدارگرایانه و تلاش برای حفظ آن منشاء این برخوردها است. هرچه هست بد بوده و خواهد بود، هر چه هست آن نتیجه ای که می خواستند را به دنبال نداشت ولی باز هم اصرار دارند، اصرار و اصرار… و این داستان همچنان ادامه دارد.
برخورد با اقلیت های دینی بخصوص مسیحیان و بهائیان از همان آغازین روزهای پیروزی انقلاب در جمهوری اسلامی شروع شد. بطوریکه در طی این سالها بنا به آمار ارائه شده از سوی جامعه مسیحیت حداقل پنج تن از مسیحیان نوکیش و یا کشیشان مسیحی در این نظام به قتل رسیده اند، ارسطو سیاح، اولین آنها بود، وی کشیش کلیسای انگلیکن بود که توسط عده‌ای ناشناس کشته و اموال کلیسایش توسط جمهوری اسلامی توقیف شد. کشیش حسین سودمند، رهبر کلیسای جماعت ربانی ، کشیشی بود که در مشهد زندانی و به دار آویخته شد. اما جفا بر مسیحیان تنها به کشته شدن رهبران کلیساها ختم نشد بطوریکه در طی این سالها صدها مسیحی نیز بازداشت و تحت بازجویی و زندانی بوده‌اند. چاپ کتاب مقدس به زبان فارسی ممنوع شده و برخی از کلیساها تعطیل و از مراسم کلیسایی جلوگیری به عمل آمده است.
در آخرین مورد از این دست برخوردها که همزمان با فضای آشفته داخل کشور در آستانه انتخابات همراه بود، شاهد دستگیری سه تن از نوکیشان مسیحی به نامهای محمدرضا فرید، سعید صافی و حمیدرضا قدیری، از اعضای کلیسای خانگی استان اصفهان، و بسته شدن یکی از قدیمی ترین و بزرگترین کلیساهای جماعت ربانی واقع در خیابان تخت جمشید تهران(طالقانی) و بازداشت کشیش”روبرت آسوریان” رهبر گروه الهیات مسیحی آن کلیسا و ۱۰ تن از خادمان و حاضران در کلیسا بودیم.
بهروز صادق خانجانی، یکی از رهبران کلیسای پروتستان موسوم به «کلیسای ایران»،  که خود بارها به دلیل فعالیتهای مذهبی اش بازداشت و زندانی شده است، درباره هدف حاکمیت از تعطیلی کلیسای جماعت ربانی با توجه به همزمانی آن با ایام انتخابات می گوید: نظام جمهوری اسلامی ایران عزم خود را جزم کرده تا طبق برنامه ریزی دقیقی که از سال ۸۸ با دستگیری اعضای کلیسای ایران شروع کرده است، مسیحیان فارسی زبان یا نوکیشان مسیحی را ریشه کن کند. وی معتقد است که این پروسه در دو فاز انجام خواهد شد که فاز اول آن از سال ۸۸ شروع شده و فاز دوم آن بعد از انتخابات چند روز آینده شروع خواهد شد.

وی در تشریح چگونگی شروع این سرکوبها  می گوید: این سرکوبها بخصوص بعد از سفری که آقای خامنه ای در سال ۸۹ به شهر قم داشتند و در آنجا طی سخنرانی که نوکیشان مسیحی را هم ردیف با فرقه های خطرناک اعلام کردند شدت یافت. بطوریکه بعد از آن شاهد بودیم در ابتدا با دستگیری اعضای کلیساهای خانگی این پروسه شروع و به تعطیلی کلیساهای رسمی و قدیمی مسیحیان انجامید.
وی در ادامه می گوید: بعد از هدف قرار دادن کلیساهای خانگی، تغییراتی در ادبیات جمهوری اسلامی رخ داد، چنانچه نوکیشان مسیحی را «مسیحیان صهیونیست» یا « مسیحیان تبشیری» خطاب کردند، که ما در آن زمان وقتی با این ادبیات مواجه شدیم، می دانستیم که هدف جمهوری اسلامی در واقع برخورد و سرکوب مسیحیانی می باشد که فعالیت دارند، یعنی مسیحیانی که ایمان خودشان را ابراز می کنند و  به بشارت مردم جامعه می پردازند و در همین راستا بود که نظام جمهوری اسلامی سعی کرد در بین جامعه مسیحیان تفرقه ایجاد بکند و آنها را از همدیگر جدا کند. به طور مثال به کلیساهای خانگی می گفتند که مشکل ما کلیساهای ساختمانی است و به کلیساهای ساختمانی برعکس این مطلب را القا می کردند.
اما بعد از سرکوب کلیساهای خانگی و دستگیری تعداد زیادی از اعضای آن مانند کشیش یوسف ندرخانی، کشیش بهنام ایرانی، کشیش فرشید فتحی و خود من، آنها با دستگیری اعضای کلیسای اسقفی،  سرکوب کلیساهای ساختمانی را شروع کردند و بعد به سراغ کلیسای انجیلی، کلیسای عمانوئیل و کلیسای پطروس نیز رفتند. در واقع آنان به دنبال تعطیلی و سرکوب کلیساهایی بودند که موعظه در آنها به زبان فارسی انجام می شد و بنابراین طبیعی به نظر می رسید که در طی این روند روزی به کلیسای جماعت ربانی نیز خواهند رسید. و می توان گفت که فاز اول این پروسه با تعطیلی کلیسای جماعت ربانی به خوبی (از نظر حاکمیت) به سرانجام رسید. به همین دلیل است که آنان با کلیساهای آشوری یا ارامنه هیچ مشکلی ندارند زیرا که همه واهمه آنان این بود که مبادا افرادی که پیغام انجیل و بشارت مسیح را به زبان فارسی می شنوند، آن را بپذیرند.
ایشان همچنین درباره تعطیلی کلیسای جماعت ربانی و همزمانی آن با ایام انتخابات و حواشی مربوط به آن گفتند: یکی از مسائلی که متاسفانه گروههای مسیحی هیچ توجهی به آن ندارند این است که آنان فکر می کنند که حاکمیت می خواهد کلیساها و اعضای آن را به اغتشاشات انتخاباتی ربط دهد، در حالیکه به نظر من چنین چیزی اصلا صحت ندارد. به نظر من کلیسای جماعت ربانی، کلیسای کم  سروصدائی نبوده است، کلیسایی بود که افرادی همچون شهید هایک و یا شهید دیباج و اکثر شهیدان کلیسایی که توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، از آن بیرون آمده اند و کلیسایی شناخته شده حتی در سطح جهانی است و به همین دلیل در ایام انتخابات بسته شد چرا که هم رسانه های داخلی و هم رسانه های خارجی به موضوع انتخابات در ایران به طور خاص نگاه می کنند و عمده توجه آنان و مخاطبان آنان مربوط به اخبار و مسائل انتخاباتی است و همین امر موجب می شود تا بسته شدن کلیسای جماعت ربانی که همیشه کلیسایی خبر ساز بوده، در بین اخبار داغ مربوط به انتخابات کمرنگ و یا حتی گم شود و نظر عموم نسبت به این موضوع مهم جلب نشود.


وی همچنین در ادامه با اشاره به قتل کشیشان این کلیسا در طی قتلهای زنجیره ای گفت: یکی از اتهامات سعید امامی که توسط دادستان جمهوری اسلامی به ایشان تفهیم شد مسئله قتل کشیشان مسیحی بود واین موضوع به طور روشن مشخص می کند که شهادت این عزیزان با برنامه جمهوری اسلامی بود و نظام در قتل کشیشان مسیحی دست داشته است زیرا دادستان قوه قضائیه نمی توانست بدون داشتن ادله و بر اساس هیچ و پوچ در پرونده سعید امامی چنین اتهاماتی را عنوان کند، چرا که سعید امامی از افراد وابسته به نظام و جزء بدنه آن بود و قطعاً جمهوری اسلامی نمی تواند برای کارگزاران خود بر اساس اتهامات واهی پرونده سازی کند.
بهروز خانجانی معتقد است که با بسته شدن آخرین کلیسای رسمی و ساختمانی مسیحیان، بعد از انتخابات دیگر شاهد فعالیت هیچ گروه رسمی در ایران نخواهیم و همه گروه های فعال به ناچار باید از طریق  کلیساهای خانگی به فعالیت خود ادامه بدهند و به این ترتیب جمهوری اسلامی وارد فاز دوم خود در مقابله با مسیحیان و سرکوب آنان خواهد شد.
وی در پاسخ به اینکه اطلاق مسیحیان صهیونیست چه تاثیری در افکار عمومی دارد، گفت: طبعاً این موضوع در افکار عمومی خارج از کشور هیچ تاثیری ندارد، اما در اذهان داخل کشور می خواهند به مردم  القاء کنند که مسیحیان «دشمن» مردم هستند، چون این نظام به طور خاص، در سی و چهار سال گذشته روی این موضوع کار کرده و اسرائیل را به عنوان نظامی ظالم و قاتل در میان مردم جا  انداخته است. نظام می خواهد با اطلاق چنین واژه هایی، در میان نیروهای داخلی وابسته به خود مانند بسیجیان این سرکوب ها را توجیه کند. همانطور که می دانید در میان اکثر افرادی که در داخل کشور زندگی می کنند مچ نظام باز شده و هیچ مشروعیت و مقبولیتی میان آنها ندارد. برای نمونه ما شاهد بودیم که، نظام برای اینکه مردم را به زور پای صندوقهای رای بکشاند، انتخابات شوراها را دو سال به تاخیر انداخت، موضوعی که در هیچ جای دنیا اتفاق نمی افتد، پس نظام بهتر از هر کس دیگری می داند که مشروعیتی در میان مردم ندارد و برای توجیه بسیجیان و وابسته های خود سعی دارد مسیحیان را به اسرائیل ربط بدهد.
پس اگر آنان ما را متهم به مسیحیت صهیونیست می کنند  ما هم در جواب می توانیم جمهوری اسلامی و تفکر مصباح یزدی را تفکر «شیعه نازیسمی» خطاب کنیم. زیرا که همواره بر این عقیده بوده اند که شیعه برتر است یا شیعه حق کشتن بقیه را دارد به مانند آنچه که هیتلر فکر می کرد.
بهروز خانجانی در ادامه می گوید: اتفاقا این سوالی است که  روزی یکی از بازجوها از من پرسش کرد و من در جواب ایشان گفتم، شما باید متوجه یک فرق عمده مسیحیان با مسلمانان باشید(مسلمانانی که با تفکر مصباح یزدی حرکت می کنند)، یک مسیحی ممکن است که نسبت به سرزمین اسرائیل و نه دولت و حاکمیت اسرائیل دید مثبتی داشته باشد، همانطور که مکه برای مسلمانان یک سرزمین مقدس تلقی می شود و آنها حتی به سمت مکه دعا می کنند در حالیکه حاکمیت مکه روابط خوبی با حاکمیت ایران ندارد و نظام سیاسی آنها دست شیعیان نیست، به همین ترتیب ما هم اسرائیل را سرزمین مقدسی می دانیم چرا که پیامبران زیادی در آن ظهور کرده و خیلی از مسیحیان دوست دارند سرزمینی را که مسیح در آن به دنیا آمد و در آن مصلوب شد ببینند و این عجیب نیست که ما یک حس خوب و مثبتی نسبت به این سرزمین داشته باشیم، اما هیچوقت یک مسیحی معتقد قبول نمی کند که برای سرکوب دشمنانش بمب در اختیار آنان قرار بدهد و نهایتا در دعاهای خودش به صورت خصوصی از خداوند می خواهد تا آن سرزمین را محافظت بکند، اما نظام جمهوری اسلامی برای اینکه تفکر خودش را پیش ببرد برای سرکوب مردم بی گناه و مخالفان خود اسلحه در اختیار دوستان و حامیان خود قرار می دهد مانند آنچه که امروز در سوریه اتفاق می افتد. پس اگر آنان ما را متهم به مسیحیت صهیونیست می کنند  ما هم در جواب می توانیم جمهوری اسلامی و تفکر مصباح یزدی را تفکر «شیعه نازیسمی» خطاب کنیم. زیرا که همواره بر این عقیده بوده اند که شیعه برتر است یا شیعه حق کشتن بقیه را دارد به مانند آنچه که هیتلر فکر می کرد.
اما در مورد مسیحیت تبشیری باید بگویم که خود جمهوری اسلامی در بسیاری از کشورها مشغول تبلیغ و تبشیر تفکر شیعه است و اگر تبشیر ما درا یران از نظر نظام جمهوری اسلامی، گمراه کردن مردم است پس چرا خود آنان در کشورهای مسیحی به گمراه کردن مردم آن کشورها مبادرت می ورزند؟ و به نوعی نگاه یک طرفه به این مسئله دارند؟ آیا در کشورهای غربی و مسیحی که ایران در حال تبلیغ و گسترش تفکر شیعه است کسی از آنان بازخواست کرده؟ کسی آنان را دستگیر و حتی به اتهام تبلیغ علیه امنیت ملی به اعدام محکوم کرده است؟
وی در توضیح فاز دوم از پروژه سرکوب توسط نظام جمهوری اسلامی می گوید: حکومت در فاز اول سعی کرد که همه کلیساهای رسمی را تعطیل کند و در این زمینه هم تقریبا موفق عمل کرد اما در فاز دوم ما شاهد خواهیم بود که همه گروههای رسمی مسیحیان پروتستان یا به گفته آنان «مسیحیان تبشیری» ساختمان رسمی ندارند و بنابراین ناگزیر برای ادامه فعالیت خود، به صورت غیر رسمی و در کلیساهای خانگی اقدام خواهند کرد و در اینجاست که جمهوری اسلامی به فکر مهار کامل این جریان است یعنی اینکه جمهوری اسلامی اکنون احساس کرده است که قدرت مهار این جریان را دارد و برای همه مسیحیان در تمام سطوح کلیسایی پرونده سازی کرده است، حتی وزارت اطلاعات کسانی را که فکر میکرد در نبودِ خادمان و کشیشان کلیسا می توانند به عنوان جانشین، مفید  و موثر واقع شوند را شناسایی و برای آنها پرونده سازی کرده است بطوریکه یا آنان را دستگیر کرده یا پرونده باز در مراجع قضائی دارند و یا احضار و تهدید شده اند و به این ترتیب اگر شما دقت کنید متوجه می شوید که کسانی که می توانستند به عنوان جانشین برای ادامه حیات کلیسا کارآمد باشند ستاره دار شدند که در فاز دوم این فشارها افزایش پیدا خواهد کرد بطوریکه من حتی فکر میکنم شاید کشته هم خواهیم داشت و این سرکوبها به همین جا ختم نخواهد شد. اما پیام من به حاکمان جمهوری اسلامی این است که آنان بدانند که جامعه مسیحی بیکار ننشسته و همانطور که آنان فکر میکنند و برای ما نقشه میکشند، ما هم  با توکل به خدا، جلوی آنان ایستادگی خواهیم کرد و نخواهیم گداشت که نظام فکر کند هر کاری که دلش میخواهد، می تواند انجام دهد. آنان خوب بدانند که جامعه مسیحی، جامعه بی غیرتی نیست و با تمام قوا در مقابلشان ایستادگی خواهد کرد، ما برای هر چیزی آماده ایم و از تهمت ها و اتهام زنی های واهی و بی اساس تا کشته شدن در این راه، هیچ  واهمه و هراسی نداریم و به قول خودشان “سربدار هستیم” و اجازه انجام این کارها را به آنان نخواهیم داد .
ایشان همچنین با توجه به فشارهای روز افزون بر مسیحیان و خانواده های بازداشت شدگان گفت: که این امر باعث شده تا ما آمار دقیقی از تعداد بازداشت شدگان نوکیشان مسیحی در دست نداشته باشیم و مطئنا تعداد افراد نوکیش مسیحی که هم اکنون در زندانهای جمهوری اسلامی  بسر می برند خیلی بیشتر از آنچه که در رسانه ها عنوان شده است. وی در همین رابطه می افزاید: بسیاری از خانواده ها تهدید شده اند که در صورت رسانه ای شدن دستگیری اعضای خانواده خود، بقیه اعضای خانواده نیز دستگیر و یا تحت فشار خواهند بود و به همین دلیل خیلی از خانواده ها رغبت و تمایلی ندارند که اسامی آنان در رسانه ها عنوان شود.


محمد سهرابی ، سعید معینی  ابراهیم طباطبایی